محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
73
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
شهر خيمه زدند . المعتمد بن عباد مال مقرر را همراه چند تن از مشايخ شهر روانه داشت . مقدم بر اينان وزير ابن زيدون بود . چون ابن شاليب را چشم بر اموال و شمشهاى طلا افتاد ، با درشتگويى آنها را پس زد و گفت در آنها غش است و تهديد كرد كه اگر زر خالص ندهند مملكت اشبيليه را اشغال خواهند كرد . چون المعتمد بن عباد از اين تهديد خبر يافت مردان خود را بفرستاد و ابن شاليب و يارانش را كه همه از سواران سلحشور قشتاله بودند گرفتند . يهودى را بر دار كردند و سواران مسيحى را به زندان فرستاد . چون پادشاه قشتاله از سرگذشت سفيران خود خبر يافت ، مجبور شد كه حصن المدور را كه نزديك قرطبه بود به المعتمد بن عباد واگذار كند تا او نيز در مقابل ، زندانيان را آزاد نمايد ؛ ولى سوگند خورد كه از المعتمد بن عباد انتقام خواهد گرفت ، انتقامى سخت و سرزمين مملكت اشبيليه را تا تنگهء جبل طارق ويران خواهد ساخت . سپس براى اجراى تهديد خود دست به كار شد و سپاهى گران از مردم جليقيه و قشتاله و بشكنسها بسيج كرد و گروههايى براى دستبرد زدن به اطراف باجه و لبله فرستاد و خود راهى اشبيليه شد . در راه ، روستاها را آتش مىزد و مزارع را نابود مىكرد و هركس را از مسلمانان كه به دستش مىافتاد ، به اسارت مىگرفت . سپس شهر اشبيليه را سه روز در محاصره گرفت و در اراضى شذونه دست به كشتار و غارت زد . آنگاه لشكر او به جنوب سرازير شد و هرچه بر سر راهش بود ويران كرد تا به شهر طريف رسيد . بر ساحل درياى زقاق در حالى كه امواج دريا سم اسبش را مىشست ، ايستاد . المعتمد بن عباد در همهء مدتى كه توفان مىوزيد سرگرم دفاع بود . « 20 » نقشهء آلفونسوى ششم تضعيف ملوك الطوايف بود و با گرفتن جزيه مىخواست بنيان مالى آنان را ضعيف كند و از سوى ديگر اراضى آنان را ويران مىكرد و كشت و زرعشان را كه قوت آنان بود به حملههاى پىدرپى ويران مىساخت و چون فرصتى به دست مىآورد دژها و زمينهايشان را تصرف مىكرد . اين نقشهء آلفونسو كاملا با موفقيت همراه بود و هرچه او نيرو مىگرفت و بهطور منظم تجاوز مىكرد ملوك الطوايف بهطور آشكار و ملموس روى به ضعف مىنهادند . از آنجا كه آلفونسو به سازوبرگ و نيروى نظامى خود متكى بود و به تفرق و خذلان ملوك الطوايف يقين داشت ، گاه آنان
--> ( 20 ) . الحلل الموشيه ، ص 25 و 26 و دوزى : 132 - 881 , 471 . p , II . V , muradidabbA , tsiH ابن خلدون : العبر ، ج 6 / ص 186 .